به گزارش صبح کرماشان به نقل از خبرگزاری فارس از کرمانشاه، ۳۰ آذرماه سال ۱۳۶۵، در حالی که مردم کرمانشاه خود را برای استقبال از شب یلدا، کهنترین آیین ایرانیان، آماده میکردند، آسمان شهر ناگهان تیره شد؛ نه از ابر، که از سایه سیاه جنگ!
هواپیماهای رژیم بعث عراق در ظهر همان روز، حوالی ساعت ۱۲:۳۰، با حملهای وحشیانه و استفاده از بمبهای خوشهای، میدان وزیری (قلب تپنده خرید شب یلدا) را به قتلگاه مردم بیدفاع تبدیل کردند.
میدان وزیری در آن ساعات، مملو از جمعیتی بود که برای خرید انار، هندوانه، آجیل و شیرینی شب چله آمده بودند.
بوی یلدا در هوا پیچیده بود و زندگی جریان داشت؛ اما تنها ظرف چند ثانیه، این صحنههای زندگی با انفجار بمبها جای خود را به دود، آتش، فریاد و خون داد.
بمبهای خوشهای که با هدف کشتار حداکثری طراحی شدهاند، جشن یلدا را به عزایی عمومی بدل کردند؛ سرخی انارها با سرخی خون مردم در هم آمیخت و بیش از ۱۰۰ نفر به شهادت رسیدند و بالغ بر ۳۰۰ نفر مجروح شدند.
یلدای خونین کرمانشاه؛ شبی که انارها به رنگ خون درآمدند
برای روایت این فاجعه، به سراغ یکی از شاهدان زنده آن روز رفتیم؛ عبدالحسین مساحی بازنشسته هلالاحمر استان کرمانشاه، که در آن زمان جوانی ۲۴ ساله و رئیس امداد و نجات بود. او خاطرات آن روز را در کتاب «امدادگر» نیز ثبت کرده است.
مساحی با یادآوری آن ظهر خونین، میگوید:
«سال ۶۵، سالی پر از بمباران برای کرمانشاه بود. با این حال، مردم روحیه بالایی داشتند و زندگی جریان داشت. میدان وزیری همیشه شلوغ بود؛ مردم برای خرید میرفتند. آن روز هم بوی میوه، آجیل و شیرینی میآمد؛ بوی زندگی. اما ساعت ۱۲:۳۰ که اعلام شد میدان وزیری بمباران شده، انگار آب یخ روی سرمان ریخت. میدانستیم جمعیت زیادی برای خرید شب یلدا آنجا هستند.»
فاجعهای فراتر از تصور؛ ۱۷ نفر زندهزنده سوختند
او ادامه میدهد: «از ستاد هلالاحمر در میدان آزادی، همه تیمها را فراخوان کردیم. کمتر از ۱۰ دقیقه خودمان را به محل رساندیم، اما آنچه دیدیم یک فاجعه واقعی بود. مادرانی را میدیدیم که کودک خردسالشان در آغوششان شهید شده بود. بسیاری از خانوادهها بهطور کامل از بین رفته بودند. در خیابان جلیلی و کوچه یخچال، جنازهها زیر آوار مانده بود.»
به گفته این امدادگر، هماهنگی کامل میان هلالاحمر، بهداری سپاه و ارتش، آتشنشانی و شهرداری برقرار شد، اما وسعت فاجعه فراتر از تصور بود.
«یک اتوبوس را دیدیم که کاملاً سوخته بود؛ ۱۷ تا ۱۸ نفر داخل آن زندهزنده سوخته بودند. وقتی پیکرها را منتقل میکردیم، اشک از چشمان همه جاری بود؛ حتی ما که سالها جنگ و بمباران دیده بودیم.»
درود بر شرف مردم کرمانشاه؛ شهر را زنده نگه داشتند
امدادگران تا حوالی ساعت ۳ بعدازظهر مشغول انتقال شهدا و مجروحان بودند، شهرداری هم دست به کار شد، آب و جارو کرد، اما این پایان ماجرا نبود.
حوالی ساعت ۱۶:۳۰ همان روز، دوباره آژیر وضعیت قرمز به صدا درآمد و دشمن بار دیگر همان منطقه، بهویژه میدان وزیری و خیابان جلیلی را هدف قرار داد.
«دوباره همان صحنهها تکرار شد؛ کودکانی که دست در دست مادرشان برای خرید آمده بودند، این بار کنار خیابان به شهادت رسیدند. در کوچه یخچال با دستگاه زندهیاب، زیر آوار دنبال صدا میگشتیم و توانستیم چند نفر، از جمله یک مادر، را زنده نجات دهیم.»
با وجود این همه داغ و درد، روحیه مردم کرمانشاه شگفتانگیز بود. مساحی میگوید:
«شب، حوالی ساعت ۱۱، همراه استاندار وقت از محل بازدید کردیم. دیدیم چراغهای اطراف میدان وزیری روشن است و مردم دوباره برای خرید آمدهاند. استاندار گفت: درود بر شرف مردم کرمانشاه؛ با این همه مصیبت، شهر را زنده نگه داشتند.»
۱۲۰۰ بار بمباران کرمانشاه
استان کرمانشاه در طول هشت سال دفاع مقدس، بیش از ۱۲۰۰ بار هدف حملات هوایی و موشکی رژیم بعث عراق قرار گرفت؛ مردمی که همچون اعضای یک خانواده، کنار هم ایستادند، شهرشان را ترک نکردند و با همبستگی، اجازه ندادند زندگی خاموش شود.
اکنون ۳۹ سال از یلدای خونین کرمانشاه میگذرد؛ خاطرهای تلخ که هنوز در حافظه جمعی این شهر زنده است. اما همین ایستادگی، همدلی و ایمان مردم، راز ماندگاری و حیات این سرزمین بوده و هست؛ کرمانشاه زخم خورد، اما هرگز تسلیم نشد.

انتهای مطلب /


